خدایا! معذرت می‏خواهم

خدایا! معذرت می‏خواهم برای وقت‌هایی که جلوی من، به یکی ظلم کردند، کمکش نرفتم. معذرت می‏خواهم برای وقت‌هایی که کسی به من لطف کرد، درست تشکر نکردم؛ یکی از من معذرت‌خواهی کرد، من او را نبخشیدم. معذرت می‏خواهم به خاطر آنهایی که کمک می‏خواستند، من نتوانستم آنها را به خودم ترجیح بدهم.
خدایا! مرا ببخش به خاطر وقت‌هایی که باید برای یک بنده خدایی کاری می‏کردم و نکردم. مرا ببخش به خاطر وقت‌هایی که مسائل خصوصی یک بنده خدایی را فهمیدم و سعی نکردم دیگران نفهمند. مرا ببخش به خاطر وقت‌هایی که گناهی آمد جلویم و من از آن دور نشدم.
خدایا! از اینها و همه کارهای شبیه این که کردم، معذرت می‏خواهم؛ عذرخواهی آدم پشیمان که امیدوار است این پشیمانی، دیگر نگذارد شبیه این اتفاق‌ها برایش بیفتد.
خدایا! بگذار همین پشیمانی من از کوتاهی‌ها، همین تصمیمم برای دوری از گناه‌ها، توبه من باشد؛ توبه‌ای که به خاطرش، تو مرا دوست داشته باشی. ای خدایی که توبه‌کارها را دوست داری!

شروع

مدت زیادی بود که توییتر وقتم رو گرفته بود و اُنچنان که باید و شایستی نمی تونستم بلند نویسی کنم. لذا بعد از اجرای طرح وبلاگ گروهی اشارات توسط حاج حمید تصمیم به بلند نویسی رِ گرفتم. از اونجا که هیچوقت زیربار و سایه‌ی هیچ سیستمی جز سیستم ابوی نرفتم وبلاگ شخصی خودم رو ساختم.

امیدوارم که بتونم نوشته های پُر محتوایی تحویل جامعه خوانندگان بدم.

 

سیدوحید – تهران